گزارش ویژه: ویترینِ مغازه در یک گوشی هوشمند؛ رونق کسبوکارهای آنلاین بریتانیا

برای شمار فزایندهای از بریتانیاییها، راهاندازی یک کسبوکار دیگر با اجارهکردن مغازه، چاپ تابلو یا گرفتن وام بانکی آغاز نمیشود. با یک گوشی هوشمند آغاز میشود.
شبکههای اجتماعی، بازارگاههای آنلاین و سرویسهای ارزانقیمت ساخت وبسایت این امکان را فراهم کردهاند که یک ایده ظرف چند روز آزموده شود. یک شیرینیپز خانگی میتواند از طریق اینستاگرام تبلیغ کند، یک نوجوان میتواند پس از مدرسه لباسهای وینتیج بفروشد و یک مشاور میتواند بدون نگهداشتن دفتر به مشتریان دسترسی پیدا کند.
این دگرگونی بهویژه برای کسبوکارهای کوچک و کسبوکارهایی که مهاجران آنها را اداره میکنند اهمیت دارد؛ کسبوکارهایی که ممکن است به تأمین مالی سنتی یا شبکههای تجاری جاافتاده دسترسی نداشته باشند.
مایا رحیمی، کارآفرین ۳۴ سالهٔ ساکن منچستر، نمایندهٔ یکی از همین کسبوکارهاست. او یک فروشگاه آنلاین دارد که لوازم خانه و هدایای الهامگرفته از فرهنگ ایرانی میفروشد.
رحیمی گفت: «یک مغازهٔ فیزیکی مرا به یک کدپستی گره میزد. بهصورت آنلاین، مشتریان من میتوانستند پیش از آنکه صبحانهام را تمام کنم در گلاسگو، بریستول یا تورنتو باشند.»
کسبوکار او با یک مجموعهٔ محدود آغاز شد که از طریق شبکههای اجتماعی تبلیغ میشد. او بهجای خرید مقادیر زیاد موجودی کالا، از سفارشهای نخستین برای شناسایی اینکه کدام محصولات توجه جلب میکنند استفاده کرد.
او گفت: «وبسایت بخش آسان کار بود. بخش دشوار، ساختن اعتماد بود. مردم میخواستند بدانند محصولات از کجا میآیند، چقدر زود میرسند و آیا میتوانند آنها را پس بدهند.»
این تمایز اهمیت دارد. ابزارهای دیجیتال ممکن است هزینهٔ ورود به بازار را کاهش دهند، اما الزامات سنتی کسبوکار را از میان برنمیدارند: محصولات قابلاتکا، خدمات پاسخگو و درآمدی که برای پوشش تمام هزینهها کافی باشد.
راهی به درون بازار
جامعهٔ ایرانیان بریتانیا نمونهای است از اینکه تجارت آنلاین چگونه میتواند هویت فرهنگی را به تقاضای گستردهتر مصرفکننده پیوند بزند. ارقام سرشماری که رصدخانهٔ مهاجرت (Migration Observatory) تحلیل کرده است نشان میدهد در زمان سرشماریهای سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ حدود ۱۱۴,۰۰۰ فرد متولد ایران در بریتانیا زندگی میکردند.
هیچ رقم رسمیای وجود ندارد که نشان دهد چه تعداد از آنها کسبوکار آنلاین دارند. با این حال، پلتفرمهای دیجیتال به کارآفرینان دیاسپورا امکان میدهند هم به مشتریان محلی و هم به جوامع پراکنده در سراسر بریتانیا خدمت کنند.
ثریا مرادی، شیرینیپز ۴۱ سالهٔ ساکن بیرمنگام، نمونهای از این فرصت است. او شیرینیهای ایرانی و جعبههای جشن را از طریق یک وبسایت و شبکههای اجتماعی میفروشد.
مرادی گفت: «شبکههای اجتماعی پیش از آنکه مقیاس داشته باشم، برایم تقاضا ایجاد کردند. اما پیام و لایک با سفارش سودآور یکی نیست. بستهبندی، مواد اولیه، ارسال و کالای هدررفته، همه باید پرداخت شوند.»
کارآفرین دیگری، علی عباس ۲۹ ساله در لندن، یک شرکت مشاورهٔ بازاریابی دیجیتال را از پشت میز آشپزخانهاش اداره میکند.
او گفت: «نخستین دفتر من یک لپتاپ بود. نشانی بهاندازهٔ اینکه مشتریان به من اعتماد کنند که کار را تحویل میدهم، اهمیت نداشت.»
تجربهٔ عباس بازتاب گسترش کسبوکار آنلاین به فراتر از خردهفروشی است. فریلنسرها اکنون خدمات طراحی، ترجمه، تدریس خصوصی، دفترداری، تدوین ویدئو و بازاریابی را بدون نگهداشتن موجودی فیزیکی میفروشند.
با این حال، کسبوکارهای خدماتی فشارهای خاص خود را دارند. رقابت بینالمللی است، مشتریان میتوانند فوراً قیمتها را مقایسه کنند و فریلنسرها اغلب ساعتهای بدون دستمزدی را صرف جستوجوی کار میکنند.
نوجوانان وارد بازار میشوند
برای نوجوانان بریتانیایی، فروش آنلاین بهطور فزاینده جایی میان سرگرمی، شغل پارهوقت و نخستین تجربهٔ کارآفرینی قرار میگیرد.
ریا کالینز، ۱۷ ساله اهل لیدز، لباس دستدوم را از طریق حسابی در یک بازارگاه اینترنتی که تحت نظارت والدین است میفروشد.
او گفت: «با شش کاپشن از کمد خودم شروع کردم. حالا بعد از مدرسه از کالاها عکس میگیرم و توی اتوبوس به خریداران جواب میدهم. زود یاد گرفتم که قیمت فروش با سود یکی نیست.»
هزینههای او شامل پست، بستهبندی، کارمزد بازارگاه و بازپرداختهای گاهبهگاه است. او همچنین باید پیش از خرجکردن پول، ارزیابی کند که آیا یک کالا احتمالاً فروش میرود یا نه.
جیمی بروکس ۱۶ ساله، اهل جنوب لندن، گرافیکهای سفارشی فوتبالی و طرحهای شبکههای اجتماعی میسازد.
او گفت: «من به موجودی کالا نیاز ندارم، اما نیاز دارم مردم کارم را ببینند. اگر الگوریتم ساکت شود، سفارشها هم ساکت میشوند.»
این وابستگی یکی از ریسکهای تعیینکنندهٔ کسبوکار آنلاین است. یک فروشنده ممکن است ماهها برای ساختن مخاطب وقت بگذارد و بعد ببیند که پس از تغییر شیوهٔ توصیهٔ پستها توسط یک پلتفرم، ترافیک مشتری افت کرده است.
پژوهش دولتی منتشرشده در ژانویهٔ ۲۰۲۶ نشان داد ۵۸ درصد جوانان یا صاحب کسبوکار بودند یا علاقهمند به داشتن آن. با این حال، تنها ۳۵ درصد از کسانی که در انگلستان به مدرسهٔ متوسطه رفته بودند باور داشتند که مدرسه دانش، راهنمایی یا پشتیبانی لازم برای راهاندازی کسبوکار را در اختیارشان گذاشته است.
دادههای آفکام نیز نشان میدهد پلتفرمهای دیجیتال چقدر عمیق در زندگی جوانان جا افتادهاند. در سال ۲۰۲۵، ۹۶ درصد کودکان ۸ تا ۱۴ سالهٔ بریتانیایی از یوتیوب استفاده میکردند، ۹۵ درصد از جستوجوی گوگل و ۵۸ درصد از تیکتاک. در میان نوجوانان ۱۳ تا ۱۷ ساله، ۵۵ درصد گفتند از اینترنت برای یادگیری مهارتهای تازه استفاده میکنند.
نتیجه، نسلی است که میتواند عکاسی محصول، طراحی وبسایت و تدوین ویدئو را بهصورت آنلاین بیاموزد، گاه پیش از آنکه آموزش رسمی دربارهٔ مالیات، جریان نقدی یا حقوق مصرفکننده ببیند.
اعداد در واقع چه چیزی را نشان میدهند
روشنترین شواهد دربارهٔ حرکت بریتانیا به سمت تجارت آنلاین از ادارهٔ ملی آمار میآید.
فروش آنلاین در ژوئن ۲۰۲۶ معادل ۲۹.۴ درصد کل خردهفروشی بریتانیا بود؛ بالاترین سهم از آوریل ۲۰۲۱ تاکنون. بلافاصله پیش از همهگیری، در فوریهٔ ۲۰۲۰، این رقم ۱۹.۶ درصد بود.
این یعنی افزایش ۹.۸ واحد درصدی. به بیان نسبی، سهم آنلاین از خردهفروشی اکنون تقریباً ۵۰ درصد بیشتر از درست پیش از همهگیری است.
این تغییر ادامه دارد. ارقام ادارهٔ ملی آمار نشان میدهد ارزش هزینهکرد آنلاین در سهماههٔ دوم ۲۰۲۶ نسبت به همان دوره در ۲۰۲۵، ۱۱.۷ درصد افزایش یافته است. تنها در ژوئن، هزینهکرد آنلاین ۱۴.۴ درصد بیشتر از یک سال پیش بود.
این آمارها هزینهکرد خردهفروشی را میسنجند، نه تعداد کسبوکارهای آنلاین را. آنها همچنین بخش زیادی از اقتصاد خدمات دیجیتال، از جمله طراحی فریلنسری، مشاوره و تولید محتوا را در بر نمیگیرند. با این حال، نشان میدهند که خرید آنلاین بهجای آنکه پس از پایان محدودیتهای همهگیری ناپدید شود، به بخشی دائمی از رفتار مصرفکنندهٔ بریتانیایی تبدیل شده است.
چشمانداز گستردهتر کسبوکار زیر سلطهٔ فعالان کوچک است. وزارت کسبوکار و تجارت برآورد کرده است که بریتانیا در آغاز سال ۲۰۲۵ حدود ۵.۷ میلیون کسبوکار بخش خصوصی داشته است. حدود ۵.۶۴ میلیون از آنها کسبوکارهای کوچک با کمتر از ۵۰ کارمند بودند.
تقریباً ۴.۳ میلیون کسبوکار، یعنی ۷۵ درصد کل، هیچ کارمندی جز صاحبانشان نداشتند. شرکتهای کوچک و متوسط رویهم ۱۶.۹ میلیون نفر را به کار گرفته بودند و گردش مالی سالانهای برآوردشده معادل ۲.۸ تریلیون پوند ایجاد میکردند.
ابزارهای آنلاین با این اقتصادِ خوداشتغالی سازگارند، چون هزینههای ثابت را کاهش میدهند. یک فروشنده ممکن است به ملک تجاری، فروشنده یا موجودی اولیهٔ بزرگ نیاز نداشته باشد. اما هزینهٔ کمتر ورود این امکان را هم میدهد که رقبای بیشتری وارد همان بازار شوند.
ادارهٔ ثبت شرکتها (Companies House) در سال مالی منتهی به مارس ۲۰۲۶، ۸۱۵,۲۷۷ ثبت شرکت را ثبت کرد که ۱.۶۷ درصد بیشتر از سال پیش بود. همچنین ۷۸۷,۱۲۰ انحلال ثبت شد که ۸.۳۱ درصد افزایش داشت.
کل فهرست ثبتشده تنها ۰.۹۴ درصد رشد کرد و به حدود ۵.۴۸ میلیون شرکت رسید. ادارهٔ ثبت شرکتها مشخص نمیکند کدام کسبوکارها عمدتاً آنلاین فعالیت میکنند، بنابراین این ارقام بهخودیخود نمیتوانند شاهدی بر رونق استارتاپهای آنلاین توصیف شوند. آنچه این ارقام آشکار میکنند، جابهجایی شدید در کسبوکارهاست: شمار زیادی شرکت تأسیس میشوند، اما تقریباً به همان اندازه هم ناپدید میشوند.
ارقام پلتفرمها مقیاس فرصت و رقابت را نشان میدهد. دپاپ (Depop) گزارش کرد که در پایان سال ۲۰۲۵ حدود هفت میلیون خریدار فعال و بیش از سه میلیون فروشندهٔ فعال در سطح جهانی داشته است. نزدیک به ۹۰ درصد خریداران آن زیر ۳۴ سال بودند و کالاهایی به ارزش حدود یک میلیارد دلار طی سال از طریق این پلتفرم فروخته شد.
این ارقام توضیح میدهد چرا ایبی (eBay) خرید دپاپ را در ژوئیهٔ ۲۰۲۶ نهایی کرد. همچنین نشان میدهد چرا فروشندگان منفرد ممکن است برای دیدهشدن به زحمت بیفتند. میلیونها نفر بر سر همان جستوجوها، توصیهها و توجه مشتری رقابت میکنند.
تبلیغات فشار دیگری است. انجمن تبلیغات و WARC برآورد کردهاند که سرمایهگذاری تبلیغاتی بریتانیا در سال ۲۰۲۵ به ۴۶.۷ میلیارد پوند رسیده است. این هزینهکرد در سهماههٔ نخست ۲۰۲۶ با ۹.۳ درصد افزایش دیگر به ۱۱.۷ میلیارد پوند رسید.
برای یک فروشندهٔ کوچک آنلاین، این یعنی رقابت نهتنها با استارتاپهای مشابه، بلکه با برندهای جاافتادهای که میتوانند تبلیغات بخرند، اسپانسر اینفلوئنسرها شوند و محصولات را با تخفیفهای تهاجمی عرضه کنند.
از شغل جانبی تا کسبوکار واقعی
غیررسمیبودن فروش آنلاین میتواند دربارهٔ مالیات ابهام ایجاد کند. سازمان مالیات و گمرک بریتانیا (HMRC) اعلام میکند افرادی که درآمد ناخالص تجاریشان از سقف معافیت سالانهٔ ۱,۰۰۰ پوندی فراتر میرود، عموماً باید بررسی کنند که آیا موظف به گزارش آن درآمد هستند یا نه.
قواعد گزارشدهی بازارگاهها جدا از این پرسش است که آیا مالیاتی بدهکار است یا نه. ارسال اطلاعات از سوی یک پلتفرم به HMRC بهطور خودکار به معنای آن نیست که فروشنده صورتحساب مالیاتی دارد. به همان اندازه، توصیف فعالیت تجاری بهعنوان سرگرمی، مسئولیتهای مالیاتی را از میان برنمیدارد.
فروشندگان جوان همچنین ممکن است برای رعایت قواعد پلتفرم، مدیریت پرداختها و رسیدگی به اختلافات مشتری به دخالت والدین نیاز داشته باشند. بنابراین آموزش کسبوکار آنلاین باید چیزی بیش از برندسازی و تبلیغ در شبکههای اجتماعی را پوشش دهد. باید شامل قیمتگذاری، نگهداری سوابق، پیشگیری از کلاهبرداری، مالکیت فکری و ایمنی شخصی باشد.
آفکام در مهٔ ۲۰۲۶ گزارش داد نزدیک به سهچهارم نوجوانان ۱۱ تا ۱۷ ساله با محتوای بالقوه آسیبرسان آنلاین مواجه شدهاند. برای نوجوانانی که از پروفایلهای عمومی برای فروش محصول استفاده میکنند، مرز میان دیدهشدن تجاری و در معرض قرارگرفتن شخصی میتواند بهشکل خطرناکی باریک شود.
رشد کسبوکار آنلاین در بریتانیا واقعی است، اما یک هجوم بیاصطکاک برای طلا نیست. پلتفرمهای دیجیتال دسترسی به کارآفرینی را گستردهتر کردهاند و به کسبوکارهای کوچک اجازه دادهاند به مشتریانی بسیار فراتر از محلهشان برسند.
آنها همچنین ریسکهای تازهای را به دوش فروشندهٔ منفرد انداختهاند. اجاره ممکن است کمتر باشد، اما کارآفرین همچنان باید هزینهٔ مواد، ارسال، تبلیغات، مرجوعی و نرمافزار را بپردازد. مغازه ممکن است هرگز بسته نشود، اما پیامهای مشتریان هم بسته نمیشوند. از همه مهمتر، ویترین دیجیتال اغلب بر بستر پلتفرمهایی ساخته میشود که صاحب کسبوکار کنترلی بر قواعدشان ندارد.



