گزارش ویژه: از تهران به لندن؛ دانشجوی اقتصاد سحر مجتبی آیندهای در LSE میسازد

تا زمانی که سحر مجتبی هر صبح به مدرسه اقتصاد لندن میرسد، شهر از قبل با سرعت کامل در حرکت است. کارمندان اداری از ایستگاه هولبورن عجله میکنند، گردشگران خیابانهای اطراف کاونت گاردن را پر میکنند و دانشجویانی که فنجانهای قهوه حمل میکنند از جادههای باریک اطراف کمپوس میگذرند. برای مجتبی، یک دانشجوی ایرانی کارشناسی اقتصاد در LSE، ریتم سریع لندن بخشی از زندگی روزمره شده است.
«بعد از مدتی دیگر متوجه نمیشوی همه چیز چقدر سریع است» — او در حالی که بین کلاسها بیرون از ساختمان مارشال نشسته میگوید. «بعد ناگهان خانوادهات از ایران میآید و یادآوریات میکنند.»
مجتبی برای تحصیل اقتصاد در یکی از بینالمللیترین دانشگاههای جهان به لندن آمد، جایی که دانشجویان از بیش از ۱۴۰ کشور میآیند و اقتصاد همچنان یکی از معتبرترین رشتههای این نهاد است.
روزهایش حول اعداد، بازارها و بحثهای سیاستی بنا شده، اما زندگی خارج از کلاس به همان اندازه توسط اقتصاد به معنای عملیتر شکل میگیرد. مثل بسیاری از دانشجویان بینالمللی در بریتانیا، او دائماً شهریه، اجاره، هزینههای حملونقل و فشار مالی گستردهتر زندگی در لندن در دوران اقتصادی دشوار را متعادل میکند.
«مردم تصور میکنند تحصیل در خارج آزادی است» — میگوید. «اما بیشتر اوقات داری همه چیز را محاسبه میکنی.»
آن محاسبه از اوایل روز شروع میشود. قبل از شروع کلاسها، مجتبی اغلب نرخ ارز بین پوند و ریال ایران را چک میکند، تا حدی از روی عادت و تا حدی به این دلیل که تغییرات نرخ ارز بر هزینه زندگی در بریتانیا برای خانوادههایی که در ایران هستند و از دانشجویان خارج از کشور حمایت میکنند تأثیر میگذارد.
واقعیت تحصیل اقتصاد در لندن در حالی که بیثباتی اقتصادی ایران را میبینی، تداخل عجیبی بین نظریه دانشگاهی و زندگی شخصی ایجاد میکند. تورم، نرخ بهره، تحریمها، سیستمهای تجاری و فشارهای نرخ ارز برای بسیاری از دانشجویان ایرانی مفاهیم انتزاعی نیستند. آنها بخشی از گفتگوی روزمره با اعضای خانواده هستند.
در LSE، بحثهای داخل سالنهای درس اغلب حول سیستمهای مالی جهانی، بانکداری مرکزی و تجارت بینالملل میچرخند. خارج از کلاس، بسیاری از دانشجویان آرام آن نظریهها را به کشورها و تجربیات خودشان مرتبط میکنند.
«لحظاتی در کلاس هست که کسی تورم یا سقوط ارز را به عنوان مثال مطرح میکند» — مجتبی میگوید. «برای بعضی دانشجویان صرفاً نظریه است. برای دیگران خیلی شخصی است.»
LSE خودش در طول سالها بهطور فزایندهای بینالمللیتر شده، با دانشجویان بینالمللی که بخش مهمی از جامعه دانشگاهی را تشکیل میدهند. موقعیت دانشگاه در مرکز لندن هم دانشجویان را مستقیماً داخل یکی از بزرگترین مراکز مالی و تجاری جهان قرار میدهد — چیزی که بهشدت بر فرهنگ پیرامون دورههای اقتصاد و مالیه تأثیر میگذارد.
آن محیط هم فشار و هم فرصت ایجاد میکند. دانشجویان دائماً با گفتگوهایی درباره مشاغل، کارآموزی و حقوق آینده احاطه شدهاند. بانکهای سرمایهگذاری، شرکتهای مشاوره و مؤسسات مالی تقریباً هر هفته رویدادهایی در نزدیکی کمپوس برگزار میکنند. بسیاری از دانشجویان قبل از اینکه فارغالتحصیلی حتی شروع شود از قبل درباره استخدام فکر میکنند.
مجتبی میگوید فضا میتواند خستهکننده شود. «همه بلندپرواز هستند» — میگوید. «گاهی خیلی بلندپرواز.»
با این حال، او معتقد است تحصیل در لندن چیزی ارائه میدهد که در جای دیگری سخت قابل تکرار است. فراتر از آکادمی، خود شهر بخشی از آموزش میشود. اعتراضات بیرون پارلمان، گفتگوهای پیرامون تورم، مناظرات درباره مسکن و هزینه زندگی، تیترهای مالی که بازارها را در فاصله چند خیابان آنطرفتر در سیتی لندن حرکت میدهند. اقتصاد وقتی داخل یک مرکز مالی جهانی زندگی میکنی نظری احساس نمیشود.
یک جنبه دیگر از زندگی دانشجویی هم وجود دارد که بهندرت در بروشورهای دانشگاهی نمایش داده میشود. برای بسیاری از دانشجویان ایرانی، لحظات عادی از نظر عاطفی مهم میشوند. فروشگاههای مواد غذایی ایرانی در غرب لندن، چای دیروقت شب با دوستان بعد از امتحانات، شنیدن فارسی بهطور غیرمنتظره در خیابان. یادآورهای کوچک آشنایی داخل شهری که در غیر این صورت میتواند منزویکننده احساس شود.
مجتبی میگوید آن لحظات بیشتر از آنچه قبل از آمدن انتظار داشت اهمیت دارند. «خیلی سریع متوجه میشوی که خانه به چیزهای کوچک تبدیل میشود» — میگوید.
با نزدیک شدن شب، کمپوس آرام آرام خالی میشود در حالی که لندن در اطرافش ادامه میدهد. دانشجویان از کتابخانهها با لپتاپ و کتابهای درسی خارج میشوند، از قبل برای دور بعدی کلاسها، درخواستها و مهلتها آماده میشوند.
برای سحر مجتبی، زندگی در LSE صرفاً درباره کسب مدرک اقتصاد نیست. درباره یاد گرفتن نحوه وجود داشتن بین دو واقعیت اقتصادی بهطور همزمان است. یکی در کتابهای درسی و سالنهای درس، دیگری در محاسبات روزمره مهاجرت، انتظار خانواده و ساختن آیندهای دور از خانه.



